
چرا اهل هنر به ثروت نمیرسند
منتشر شده در 1405/05/06چرا اهل هنر به ثروت نمیرسند؟
محقق تقی سعیدی انجیله کارشناس ارشد طراحی شهری از دانشگاه آزاد تهران جنوب
دلایلش در جهانبینی حافظ چند لایه است:
1. ناسازگاری دنیاداری با شرافت
حافظ بارها میگوید که ثروت و قدرت معمولاً نصیب کسانی میشود که اهل چاپلوسی، تزویر و سازشکاری هستند. اهل هنر (اهل معرفت) به خاطر شرافتی که دارند، تن به این کارها نمیدهند:
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
یعنی اصل خلقت آدم با شرافت و معرفت همراه بوده، اما دنیا جایی است که این شرافت خریداری ندارد.
2. هنر برای خودش ارزشمند است، نه برای پول
از نگاه حافظ، هنر و معرفت ذاتاً ارزشمندند، نه به خاطر منفعت مادی. اگر کسی هنر را برای پول دنبال کند، آن را به کالا تقلیل داده است. اهل هنر کسی است که هنر را برای خود هنر میخواهد و این با ثروتاندوزی جمع نمیشود.
3. نگاه عرفانی به فقر
در سنت عرفانی، فقر (نه لزوماً تنگدستی، بلکه بینیازی از دنیا) یک ارزش است. حافظ میگوید:
فقیه و مفتی و محتسب چو یار ناصح ما نیست
بیا و دست درافتادگان مفلسان ما شو
اهل هنر دستکم در ظاهر، ثروت دنیوی جمع نمیکنند چون دل به دنیا نمیبندند.
اما نکته ظریف: حافظ بهطور کامل ثروت را رد نمیکند
حافظ در جایی دیگر میگوید:
طلب مراد دل از چون خودی مکن حافظ
که بینیاز جهان است و سر به راه هنر
یعنی اگر «اهل هنر» باشی (اهل معرفت باشی)، خودت بینیاز از دیگرانی، حتی اگر پول نداشته باشی. این بینیازی روانی و معنوی بسیار ارزشمندتر از ثروت مادی است.
جالب است که آدام اسمیت میگفت با تخصص و خدمت به نیاز دیگران میتوان ثروتمند شد، اما حافظ میگوید اگر اهل هنر (معرفت) باشی، اساساً مسیر ثروت دنیوی را دنبال نمیکنی چون ارزش بالاتری را انتخاب کردهای.
این دو نگاه متضاد نیستند — میتوان هم اهل هنر بود (معرفت داشت) و هم در مسیر خدمت به دیگران ثروت ساخت، تا وقتی که ثروت هدف نباشد، بلکه وسیلهای برای آزادی و ادامه آن مسیر معرفت باشد. خود حافظ هم به مال و منال دنیا بیاعتنا بود، اما شاعری کرد که حالا 600 سال بعد نامش زنده است — این بزرگترین ثروتی است که یک «اهل هنر» میتواند داشته باشد.
